آموزش و پژوهش

آموزش و پژوهش

فرستادن به ایمیل چاپ مشاهده در قالب PDF
فهرست مقاله
آموزش و پژوهش
معرفی کتاب
معرفی مقاله
معرفی پایان نامه
همه مقالات


- معرفي كتاب‌ها

ـ آژند، يعقوب، (1385)، مکتب نگارگری اصفهان، چاپ اول، تهران: وزارت فرهنگ و ارشاد اسلامی

این کتاب 381 صفحه و در دو پاره تنظیم شده است. پاره اول دارای هفت فصل است که مباحثی از قبیل احوال سیاسی و اجتماعی اصفهان، دو هنرپرور عباسی، نقاش خانه سلطنتی و معرفی دو نقاش برجسته مکتب نگارگری اصفهان می پردازد. در پاره دوم با عنوان اسلوب فرنگی سازی، به زمینه های ظهور و عوامل شکل گیری و معرفی دو نقاش اسلوب فرنگی سازی پرداخته، تک نگاره های فرنگی سازی، دیوارنگاری در دوره صفوی، نقاشی لاکی، و نقاشی گل و مرغ را بررسی می کند.  در پایان نیز با عنوان پس نگری و پیامد به نتیجه گیری مباحث یاد شده می پردازد. کتاب دارای فهرست منابع، نمایه، و تصاویر زیبای نگارگری  هایی است که در ضمن کتاب از آنها یاد شده است.
در پاره اول کتاب، فصل چهارم که به کتاب آرایی پرداخته است می توان به پیوند محکم میان هنر و ادبیات را در دوره صفوی پی برد. با روی کار آمدن شاه عباس اول شماری از هنرمندان از جمله صادقی بیم افشار، زین لعابدین، علی اصغر کاشی، و... به خدمت شاه آمدند و کتابخانه سلطنتی با کارگاه هنری آن یعنی نقاشخانه به سرعت شکل گرفت. نخستین پروزه هنری این هنرمندان کتاب آرایی شاهنامه ای برای شاه عباس اول بودکه هرگز اتمام نیافت تا اینکه محمد زمان در سال 1086 ق آن را با افزودن نگاره هایی تا حدودی به کمال رسانید. از دوره شاه عباس اول دو شاهنامه دیگر را می توان نام برد: 1ـ شاهنامه سال 1023 ق که به سبک و سیاق شاهنامه بایسنقری کار و به شاه عباس اول اهدا شده است و 44 نگاره دارد. 2ـ شاهنامه سال 1036 ق یعنی یک سال پیش از مرگ شاه عباس اول است که 64 نگاره دارد و به احتمال زیاد از کارهای یکی از شاگردان رضا عباسی است. صادقی بیک کتاب ارایی را در دوره شاه عباس اول ادامه داد و انوار سهیلی حسین واعظ کاشفی را در سال 1001 ق یا 107 نگاره آراست. شاه عباس اول اتمام منطق الطیر را که از زمان تیموریانناتمام باقی مانده بود به هنرمندان نقاشخانه سفارش داد و آن را رد سال 1017 وقف بقعه شیخ صفی در اردبیل کرد. دیوان امیر علی شیر نوایی از نسخه هایی است که در سال 1024ق کتاب آرایی شده و ه نگاره از رضا عباسی را در بردارد. (محفوظ در مجموعه خصوصی کلنقی لندن). توانایی قلم و قریحه و نازکی خیال رضا عباسی در این نگاره ها مشهود است. او توانست معانی لطیف را با رنگ های نرم و لطیف بیامیزد و ترکیباتی دلنشین پدید آورد.

ـ احمدي، منصور، (1386)، صور خيال در شعر سبك اصفهاني، چاپ اول، تهران: فرهنگستان هنر


در اين كتاب كه 128 صفحه دارد، ابتدا سخني از ناشران درباره هنر و علت انتشار كتاب آمده است. پس از پيشگفتار ويراستار، فصل‌هاي كتاب به ترتيب درباره شاعران زير سخن مي‌گويد:
اميرخسرو دهلوي، عرفي شيرازي، محتشم كاشاني، صائب تبريزي، بيدل دهلوي و هاتف اصفهاني. در پايان فهرست منابع و نمايه آمده است.
آنچه به منزلة دست ساخته اي انساني در قالب بنايي عظيم، مجسمه اي زيبا، تابلوي نقاشي اي چشم نواز و خطوط اسرارآميز خودنمايي مي كند، تحت تأثير انگاره ها و انديشه هاي رايج در تمدن‌هاي گوناگون بشري است. مهم آن است كه اين ميراث شناخته شود و ابعاد گوناگون هنري، فلسفي، تاريخي، جامعه شناختي، انسان شناختي و غيرة آن تحليل و بررسي شود.
از آنجا كه اصفهان، همواره از مراكز مهم فرهنگ و هنر اصيل ايراني ـ اسلامي بوده است و گزينش آن به عنوان پايتخت فرهنگي جهان اسلام در سال 1427ق نيز از همين روست، ستاد نكوداشت اصفهان و فرهنگستان هنر تلاش كرده‌اند، بر مبناي رسالتي كه در نشر آثار و موضوعات فرهنگي ـ هنري و ترويج آنها برعهده دارند، با انتشار مجموعه آثاري در حوزه هاي گوناگون فرهنگ و هنر عصر صفوي، پاسخگوي نياز هنرمندان و محققان اين حوزه باشند.
ويراستار علت پرداختن به اين كتاب را همايش فرهنگستان هنر درباره هنر و ادب در روزگار صفوي بيان مي‌كند. وي تلاش كرده است با پرداختن به شيوة شعري تني چند از قله هاي شعر فارسي در اين عهد، تابلوهايي از شناخت و دقايق شعري و هنري بزرگان اين سبك ازجمله، هاتف، صائب، محتشم كاشاني، عرفي شيرازي، اميرخسرو و بيدل دهلوي را در معرض كالبدشكافي كلامي و بررسي هاي دقيق بلاغي، و تتبّع در سبك شعري هر يك را مدّ نظر قرار داده، از منظر ديدگاه هاي ياد شده به نمايش زيبايي هاي تصويري و ابداع هاي بلاغي اين شاعران ـ به ويژه سبك و شيوه گفتار آنها را در شكار معاني ناياب و ابتكار در همة عرصه هاي تصويري و انگاره‌ها بپردزاد. ايشان به بررسي دقيق تشبيه هاي برگرفته از طبيعت و انتقال آنها به معاني و پيام هاي معقول را با شكافتن لايه هاي گوناگون آن و جست وجو در افق تمثيل و استعاره و سپردن شيوه هاي كنايه و نمودن خلاف آمدها و حساميزي‌ها و اسنادهاي عقلي و شخصيت بخشي پرداخته است.



ـ اشرفي، م.م، (1367)، همگامي نقاشي با ادبيات ايران، ترجمه رويين پاكباز، چاپ اول، تهران: نگاه.

اين كتاب 248 صفحه و در 9 فصل بدون عنوان تنظيم شده است. اين كتاب توسط پژوهنده و هنرشناس تاجيكي كه زبان مادري‌اش فارسي است، تأليف شده است. ترجمه كتاي از متن انگليسي صورت گرفته كه خود ترجمه‌اي از زبان اصلي كتاب يعني روسي است. ابتداي كتاب سخني از مترجم قرار دارد و در انتهاي كتاب لوحه‌هاي رنگي، مشخصات تصاوير سياه و سفيد و رنگي به اضافه منابع مترجم آمده است.
شعر و نقاشي ـ اين دو شكل آفرينش هنري ـ نه فقط از لحاظ بينشي بلكه از لحاظ زيبايي شناسي نيز با يكديگر ارتباط تنگاتنگ دارند. صور خيال در شعر فارسي و نقاشي ايران بر هم منطبق آند. نظير همان تو.صيف هاي نابي را كه سخنوران از عناصر طبيعت، اشياء و انسان ارائه مي‌دهند، در كار نقاشان مي‌توان بازيافت. نقاشان حتي در تبيين اصول فني كارشان تحت تاثير ادبيات هستند. آنها رنگ‌ها را چون عاشق و معشوق در كنار هم مي‌نشانند، از ملاحت و نازكي طرح سخن مي‌گويند و نظير اينها، مهم‌تر آنكه وزن و قافيه شعر فارسي، تقارن گفتار و حركت آدم هاي داستان و به طور كلي قواعد و قوانيني كه در انشاء ادبي ملحوظ بوده، معادل‌هايي در تركيب بندي نقاشي نشان مي‌دهند. بي شك مي توان از يك تشابه ساختاري بين شعر و نقاشي سخن به ميان آورد. از اين روست كه نقاشي همواره با تحول سخنوري پيشرفت كرد. توجه به همبستگي ادبيات و نقاشي ما را به شناخت ويژگي‌ ديگر اين هنر راهنمايي مي‌كند: نگارگري ايراني در عرصه هنر كتاب‌آرايي رشد كرده و از اين رو با نگارش‌گري پيوند بي‌واسطه دارد در آن روزگار به منظور انتشار آثار منظوم و منثور سخنوران بزرگ متون را با خط خوش مي‌نگاشتند، سپس اين وظيفه را به عهده نقاش مي‌گذاشتتند كه او بنابر انتخاي خود و يا طبق سنت معمول، بخش‌هايي از متن را به تصوير درآورد و بر كتاب بيفزايد.


ـ حبیبی، عبدالحی، (1355)، هنر عهد تیموریان، تهران: انتشارات بنیاد فرهنگ ایران.

این کتاب 1018 دارد و شامل پنج فصل، مقدمه، فهرست اعلام  ومنابع می باشد. فصل اول به سوابق کتاب نویسی و کتاب آرایی، کتاب آرایی در عصر اسلامی، تیموریان، مکتب هرات، مکتب بهزاد می پردازد. در فصل دوم منابع ادبی تاریخ هنر تیموریان را معرفی کرده، در فصل سوم هنر کتابسزی و خط در ادبیات فارسی را بررسی کرده، آنگاه در فصل چهارم به بررسی آثار باقی مانده از هنر تیموریان که مشتمل بر 2642 نسخه و اثر است می پردازد. در فصل پنجم  به معرفی چند مجموعه هنری زیبا می پردازد.
در آسیای میانه از زمان بسیار قدیم سنت کتابسازی وجود داشت و قدیم ترین روایات در این باره این است که کتاب اوستا را بر پوست گاو آراسته به آب زر نوشته بودند. با آمدن اسلام که بت تراشی و مصوری را ممنوع می کرد، مردم ایران استعدادهای هنری خود را به آراستن و تذهیب کتبهای دینی و اسلامی به ویژه قرآن و نقاشی مساجد و مقابر اسلامی به کار گرفتند. در مدت شش قرن اول اسلامی هنر کتابسازی چه در دنیای عرب و چه در ایران و خراسان و ماوراءالنهر ترقی شایانی کرد. در عصر سامانیان، غزنویان و سلاجقه، هنر کتابت مخلوط به نقاشی و تذهیب و تشعیر بر کتابها مخصوصا نسخ قرآن دوام یافت. اگر چه در آغاز عصر مغول بسیاری از کتابخانه ها از بین رفت اما در حکومت ایلخانان پس از آشنایی به ادب و فرهنگ ایران و اسلام آنها نیز به این کار همت گماشتند. از جمله آثار این عصر می توان نسخه مصور جامع التواریخ رشید الدین وزیر، و شاهنامه موزه مترو پولیتن که برای کتابخانه قوام الدین حسن وزیر شاه ابو اسحاق شیراز تهیه شده و دارای پنج مجلس نقاشی است نام برد. در عهد تیموریان توجه به هنر و هنرمندان بسیار شد چنان که در زمان شاهرخ فرزند تیمور، که در هرات اقامت داشت، هرات را پرورشگاه هنر ساخت. بنابراین مکتب هرات از 1400م تا اواخر عهد سلطان حسین بایقرا 1500م است که در این مدت یک قرن هنر کتابسازی این مکتب به شمول هنرهای خطاطی، نقاشی، مصوری، تذهیب و تجلید به اوج شکوفایی خود رسید.



ـ خشكنابي، سيد رضا، (1378)، ادب و عرفان در قالي ايران، چاپ اول، تهران: سروش.

در آغاز اين  كتاب صدو پنجاه و شش صفحه‌اي، تقريظي از دكتر  پروفسور غلامحسين بيگدلي درباره صنعت قالي‌بافي در ايران و درباره استاد رضا خشكنابي آمده است.  استاد رضا خشكنابي بيش از بيست سال با صنعت فرش‌بافي و قالي‌بافي ايران سر و كار داشته و خود بافنده ماهري است و در اين كتاب به كشف و توضيح مطالب ادبي و عرفاني در قالي‌هاي قديم پرداخته است. پس از اين تقريظ، مقدمه مولف آمده است؛ كه در آن درباره حوزه تحقيق در قالي دست‌باف ايراني كه شامل حوزه مذهبي و تارخي، رزمي و بزمي، و مطالب سروده‌هاي ادبي است سخن رفته است. فهرست مطالب كتاب بر اساس نام قالي‌هاي مختلفي كه در كتاب از آنها سخن مي‌رود، تنظيم شده است.
نمونه‌اي از معرفي قالي‌ها و نشان دادن ادب و عرفان در آن:
قالي هفت شهر عشق
اين قالي از مجموعه قالي‌هاي موزه حرم مطهر امام رضا (ع) است كه تاريخ 1353 شمسي /ذي القعده 1394 قمري بافته  و به درگاه با عظمت امام هشتم شيعيان جهان تقديم شده است.
اندازه: 468×375 سانتيمتر
رج شماره: 65
گره: نامتقارن، به شيوه فارسي، 1،100،000گره در متر
100گره در 10 سانتيمتر عرض
110 گره در 10 سانتيمتر طول
مربع
تار: ابريشم/ پود: نخ حنايي
پرز: پشم/ محل بافت: اصفهان
هفت شهر مقدس مسلمانان عبارتند از مكه معظمه، نجف اشرف، مدينه منوره، كربلا، مشهد، كاظمين و سامره. هر يك از شهرها در ترنج‌هاي دوازده‌ ضلعي كه از دوازده امام شيعه ياد‌آوري دارد درمتن قالي، با رنگ‌هاي هماهنگ و زيبا جاي داده شده‌اند. در فضاي اطراف ترنج‌ها، فرشته‌هاي زيادي كه در بين زمين و آسمان در حال عبادت و ستايش‌اند، ملاحظه مي‌گردد. قابل توجه است كه هر يك از آنها رنگ و حالت و حركت مخصوص خود دارندو اطراف آنها گله‌هاي ظريف و ابرهاي سفيد و آبي و مشبك‌هاي منور مزين شده است.


ـ رادفر، ابوالقاسم، (1385)، تعامل ادبيات و هنر در مكتب اصفهان، چاپ اول، تهران: فرهنگستان هنر
اين كتاب 244 صفحه و در هشت بخش تنظيم شده است: هويت فرهنگ و هنر، خوشنويسي در مكتب اصفهان، تذهيب و تجليد، نگارگري/نقاشي، نقاشي مكتب اصفهان (1000ـ 1132ق)، مرقعات دوره صفويان و گوركانيان، معماري و موسيقي، سياهه برخي از آثار ادبي و هنري (1000ـ 1135ق). در پايان فهرست منابع و نمايه آمده است.
همگامي شعر با ساير هنرها در كتاب فن شعر ارسطو بيان شده است. تاثير فرهنگ ناب اسلامي و ذوق و ذكاوت ايرانيان باعث شد كه انواع هنري پا به پاي شعر و نثر،  رشد كرده، ارتقا يابد. هنرهاي گوناگوني چون خوشنويسي، تذهيب، نقاشي و نگارگري و معماري و... . خوشنويسي در عالم اسلام از برترين هنرها به شمار مي‌رود. ارتباط خوشنويسي با نمايه‌هاي عرفاني و خيال‌گرايي‌هاي شاعرانه در شعر فارسي از اهميت ويژه‌اي برخوردار است. يكي از دوره‌هاي درخشان خوشنويسي، خوشنويسي مكتب اصفهان است كه پيش از آن مكتب هرات و تبريز زمينه اين مكتب را ايجاد كردند. از خوشنويسان برجسته اين مكتب مي‌توان ميرعماد و عليرضا عباسي را نام برد. با نفوذ و گسترش شعر فارسي در شبه قاره هند و پيدايش سبك هندي ـ مكتب اصفهان ـ استفاده از واژگان اصطلاحي هنرهاي خوشنويسي و نقاشي در ميان شاعران و سخنوران اين منطقه و اين سبك شعري رواج يافت؛ اين امر در بيشتر موارد باعث ايجاد صور خيال و عناصر شاعرانه شده است. همگام با هنر خوشنويسي هنر تذهيب و تجليد نيز رشد يافت. صنعت تذهيب پس از آنكه در دوره تيموري رشد فزاينده‌اي پيدا كرد، در عهد صفوي نيز ادامه يافت و قزوين و اصفهان مركز تجمع هنرمندان شد و هنروران اين دوره هنر اسليمي را به كمال رساندند. نقاشي و نگارگري نيز پيوند ديرينه‌اي با ادبيات فارسي دارد. نقاش ايراني با استفاده اط مضامين متنوع ادبي، اشخاص و صحنه‌هاي گوناگون را به تصوير مي‌كشد. در اين ميان شاهنامه تاثير بسزايي بر نگاگري ايراني داشته است. در عصر صفوي نيز چندين شاهنامه مصور تهيه گرديد كه شايد مهم‌ترين آنها شاهنامه تهماسبي مشهور به شاهنامه هوتُن باشد كه اكنون در موزه متروپوليتن نيويورك نگهداري مي‌شود.
در زمينه معماري، مسجد شاه، كاخ عالي قاپو و مسجد شيخ لطف الله از نمونه‌هاي برجسته و شاهكار معماري به شمار مي‌رود. موسيقي نيز، كه ابتدا در دوره شاه اسماعيل به دليل سخت‌گيري‌هاي مذهبي از رونق افتاده بود، در دوره شاه عباس صفوي رونق تازه‌اي يافت و جايگاه مخصوص رامشگران در كاخ عالي‌قاپو بر اين امر دلالت دارد.


ـ سن،كريستين، عباس اقبال، (1363)، شعر و موسيقي در ايران، چاپ اول، تهران: انتشارات هنر و فرهنگ.


اين كتاب 60 صفحه است و در سه فصل تنظيم شده است: 1ـ شعر پهلوي و شعر فارسي (نوشته كريستين سن) 2ـ شعر قديم ايران 3ـ موسيقي قديم ايران (نوشته عباس اقبال)
در اين كتاب آمده است كه با وجود آنكه آثار كمي از دوره ساسانيان باقي مانده است اما مي‌توان حدس زد كه ايرانيان عهد ساساني بي شك شعر داشتند و در زبان پهلوي نظم‌ها و تصنيف‌هايي وجود داشته كه آن را با ساز مي‌خواندند. لفظ شعر به موجب تحقيقات بعضي از محققين عربي نيست بلكه معرب است. اين لفظ معرب شده «شير» عبري است و شير به عبري يعني سرود و آواز و مصدر آن در زبان عبري شور است. پس شعر يا شير به معني سرود و آواز و شور به معني سرودن مي‌باشد و از اين رو معلوم مي‌شود كه شعر اصلا به معني سرود و آواز بوده كه از همين جا مي‌توان پيوند موسيقي و شعر را درك كرد. قديم‌ترين اشعار ايرانيان همان قسمت گات‌ها يعني سرودهاي اوستا است.
اردشير بابكان در موقعي كه درباريان و اعيان حضرت خود را به طيقات ممتاز تقسيم مي‌نمود، مطربان و مغنيان را در طبقه مخصوصي قرار داد. شاهان بعد از اردشير به همان شيوه عمل كردند ولي در عهد بهرام گور از آنجا كه او به طرب ميلي داشتشأن مغنيان بالاتر رفت و او 2000 لولي را از هندوستان جهت مطربي مردم بياورد. موسيقي در عهد خسروپرويز به منتهي درجه ترقي خود رسيد و تشويق‌هاي اين پادشاه باعث رواج و رونق موسيقي گرديد. موسيقي در دوره ساسانيان از دو جهت اهميت دارد: اولا به خاطر وجود  اسامي الحان و نواهاي زيادي كه از آن دوره باقي مانده و به تدريج تعدادي از آنها جزء موسيقي بعد از اسلام شده و برخي ديگر فراموش گرديده. ثانيا از باقي ماندن اسامي تعدادي از سازندگان و موسيقي‌دانان آن عصر مانند: باربد جهرمي، نكيسا، رامتين، بامشاد. مشهورترين آنها باربد است كه سي لحن (آرايش خورشيد، آئين جمشيد، اورنگي، باغ شيرين و...) را ابداع نمود. نظامي اسمي اين سي لحن را در داستان خسرو و شيرين به رشته نظم درآورده است. موسيقي دوره ساساني در دوره اسلامي تأثير بسياري گذاشت و مسلمانان بعضي از آلات و اصطلاحات اين فن را از ايرانيان اخذ كردند.



ـ شادُروان، مهيار، (1385)، مشق عشق (مقولاتي ادبي و ارتباط آن با هنر آواز)، چاپ اول، تهران: عمار انديشه.


اين كتاب 180 صفحه و در سه بخش تنظيم شده است. در بخش اول اول مؤلف به تعريف شعر و اغراض و انواع آن و معرفي قالب و بحر و اوزان عروضي مي پردازد. در بخش دوم به مسأله هنر انتخاب وزن و درست‌خواني پرداخته، در بخش سوم كه آن را براي مطالعه بيشتر قرار داده به معرفي زبان و لهجه‌هاي ايراني و انواع مكاتب و سبك‌هاي ادبي در حوزه نثر مي پردازد. در پايان نيز فهرست منابع ذكر شده است.
همان طور كه مي‌دانيم هر يك از دستگاه‌هاي هفت‌گانه و آوازهاي پنج‌گانه موسيقي ايراني حال و هواي خاص خود را دارند. حسي بودن و بهره‌وري بالاي موسيقي ايراني از احساس و انديشه‌هاي والاي انساني و آنچه ريشه در تاريخ ادب و هنر غنايي، تغزلي و حماسي و... اين مرز و بوم دارد آن را از موسيقي ديگر ملل ممتاز مي سازد. هر يك از آوازها و در مقياس كوچك‌تر گوشه‌ها، بيانگر گوشه‌اي از اين حالات و عواطف و احساسات و مطابق با حالات و تالّمات و لذات، هر كدام مفاهيم و در نهايت كلام و شعري خاص را مي‌طلبد كه چنان چه با فضاي استتيك (زيباشناسي) همان گوشه اجرا شود، نهايت تأثير را در مخاطب خواهد داشت. از جمله دستگاه‌هايي كه عموما (البته استثنا هم دارد) در مجالس شادي و انس از آن بهره مي‌گيرند، چهارگاه ماهور و بيات ترك را مي‌توان نام برد. سه گاه را هم در غم و هم در شادي اجرا مي‌كنند. دشتي و اصفهان معمولا در اوقات غم‌انگيز و حزن‌آلود اجرا مي شوند. پس از قاعده مناسبت‌خواني به دور است اگر مثلا دستگاه چهارگاه را انتخاب كنيم ولي شعر (اي پادشه خوبان داد از غم تنهايي) را برگزينيم. يا در گوشه بيات راجع
به آواز دشتي شعر (سرم خوش است و به بانگ بلند مي‌گويم) خوانده شود.
زنده ياد جلال تاج اصفهاني كه در مناسبت‌خواني شهره بود، آوازي در 82 سالگي خوانده كه آواز دشتي است و با غزلي به مطلع (تاجم نمي‌فرستي تيغم به سر مزن   مرهم نمي‌گذاري زخم دگر مزن) در نهايت فصاحت و بلاغت است و با رعايت همين مطابقت فضاي دستگاه با مضمون شعر.



ـ صنعتي، محمد، (1381)، تحليل روانشناختي زمان و نميرايي در سينماي تاركوفسكي و هنر و ادبيات ذهنيت، چاپ اول، تهران: مركز.

اين كتب 410 صفحه و در دو قسمت تنظيم شده است؛ قسمت نخست: هنر و ادبيات ذهنيت از مدرنيته به شس مدرنيته، قسمت دوم: زمان و ناميرايي در سينماي تاركوفسكي كه شامل هفت بخش است: د نقش هاملت زندگي و مرك را زيستن،در مرگ و قهرماني‌گري، در كودكي بيمار شدم، رساله پولس رسول بقرنتيان 13، تصويرهاي نمادين مذهبي، يونگ و نماد تثليث، وابستگي و پيوند گسستگي. پس از اين دو قسمت در بخشي به عنوان پيوست به توضيح تثليث و تربيع به تعبير يونگ و كرنتي مي پردازد. در پايان واژه‌نامه انگليسي به فارسي، كتاب‌شناسي و نمايه آمده است.
نگارنده هدف از نوشتن كتاب را ابتدا پرداختن به تصويرهاي نمادين، استعاري، مجازي ژانري از سينما ـ يعني سينماي شعر ـ مي‌داند كه در جانعه ما كمتر به آن توجه شده است و برخي از فيلم‌هاي تاركوفسكي نمونه‌هاي ارزنده‌اي از آن است، نيز به بحث درباره هنر و ادبيات ذهنيت مي پردازد؛ بحثي كه هم براي درك تحولات هنر و ادبيات از مدرنيته به پس مدرنيته ضروري است و هم چگونگي حركت هنر از رئاليسم به رمانيسم، سمبوليسم .و ديگر مكاتب مدرن غير رئاليستي را تا هاپر رئاليستس پسامدرن دنبال مي‌كند. حركتي كه به طور ضمني تحولات بنيادين ديگري را نيز در نگرش هنربه انسان و جهان و رابطه آن با ديگر فراورده‌هاي فرهنگي مانند علم و فن‌آوري از يك سو و فولكلور و اسطوره از سوي ديگر آشكار مي‌سازد تا در اين پس‌زمينه شايد بتوان تغيير مفهوم انسان مدرنيته را به مفهوم انسان در عصر پس‌مدرنيته باز شناخت. مفهومي از انسان كه در چهارچوب گسترده‌تري، با ذهنيت گسترده‌تر تعريف مي‌شود كه هم به فراسوي آگاهي و واقعيت پيشين مي‌رود و هم به مفهوم تازه‌اي از سوژه مي‌رسد كه همواره با ابژه جايگزين مي‌گردد. مفهومي كه در عصر پس مدرنيته تلاش دارد به صورت‌بندي نويني از انسان برسد كه فرد‌گريزي و بدويت طبيعت انساني را در كنار خرد پذيري  و مدنيت وي، جزء شرايط انساني منظور دارد؛ دو جزوي كه همواره در تضاد و تناقض بوده‌اند و سبب ساز عمده تنش‌هاي فردي و اجتماعي انساني كه براي رسيدن به افق‌هاي تازه تمدن و فرهنگ با طبيعت خردگريز خويش مي‌جنگيد و گاه از مهلكه مي گريخت. تاركوفسكي يكي از راويان اين جنگ و گريز و بازگشت است. نوستالژياي گذشته رهايش نمي‌كند. شايد در مسير چنين جنگ و گريزي بود كه راه علم و هنر از هم فاصله گرفت ولي به هر تقدير هدف يكي است: كشف حقيقت؛ يعني شناخت انسان و جهان، يكي با خرد و منطق و تجربه و ديگري با تخيل، احساس و شهود.



ـ فروغ، مهدي، (1354)، شاهنامه و ادبيات دراماتيك، تهران: وزارت فرهنگ و هنر

اين كتاب 36 صفحه و بدون فهرست مطالب و منابع است. نگارنده در پيشگفتار بيان مي‌كند كه مطالب كتاب خلاصه‌اي است از سه سخنراني كه يكي در سال 1348 در جشن هفته ايران باستان و دو سخنراني ديگر در آبان‌ماه سال‌هاي 1349، 1350 به هنگام برگزاري جشن فرهنگ و هنر در جلسات سخنراني درباره شاهنامه ايراد شد.  طي مطالب كتاب، نويسنده (سخنران) به معرفي، توضيح و توصيف نمايش‌نامه‌هاي مي‌پردازد كه با الهام از شاهنامه نوشته يا اجرا شده‌اند.
مولف بيان مي‌كند كه يكي از راه‌هاي انتقال افكار بلند و والاي فردوسي تنظيم و ترتيب نمايشنامه بنابر وقايع و حوادث شاهنامه است كه بايستي به دست افراد كاردان و دانشمند صورت گيرد. در بيشتر كشورهاي جهان هنرهاي دراماتيك از حماسه‌هاي ملي مايه گرفته، چنان كه بيشترتراژدي‌هاي معروف يونان قديم بنابر افسانه‌هاي ايلياد و اوديسه هومر و ساير افسانه‌هاي ملي و مذهبي آن قوم بنا شده است. كاليداسا ـ نمايشنامه‌نويس معروف هندي ـ نيز نمايش‌نامه‌هاي خود را بر اساس مضامين و افسانه‌هاي اساطيري و ملي هندوستان نوشته است. اما متاسفانه هنر و ادبيات دراماتيك در ايران سنت و سابقه چنداني ندارد. با اين حال گاه شاهد آن بوده‌ايم كه نزديك به هفتاد، هشتاد نمايش‌نامه بنابر مضامين شاهنامه تنظيم شده يا به روي صحنه رفته است. اولين كسي كه بر اين كار همت گماشت ابراهيم (امير تومان؟) پسر ميرزا علي اكبرخان آجودان باشي توپخانه بود كه در سال1284 ه.ش در زمان سلطنت مظفرالدين شاه نمايش‌نامه‌اي به نثر به نام «تئاتر ضحاك» از زبان تركي به فارسي ترجمه كرد. نويسنده اصلي آن شمس الدين سامي از مردم تركيه بود كه با الهام از داستان ضحاك داستان جديدي از خود ابداع كرد.
از ديگر افرادي كه در اين راه گام برداشتند مي‌توان به حسين كاظم‌زاده معروف به ايرانشهر (1292ه.ش) اشاره كرد. در سال‌هاي1313، با تشويق محمد علي فروغي نمايش‌نامه‌هايي از شاهنامه تنظيم شد و در سال 1316 نمايش‌نامه‌اي توسط خود نگارنده نوشته، اجرا شد.


ـ كريمي، ايرج، (1381)، ادبيات از چشم سينما، چاپ اول، تهران: وزارت فرهنگ و ارشاد اسلامي.

اين كتاب 282صفحه است و مولف تلاش كرده است با بررسي ويژگي‌هايي چون رنگ، تصوير، صدا، نور، حركت، در برخي آثار برجسته ادبي، شباهت‌ها و تفاوت‌هاي دو هنر ادبيات و سينما را نشان دهد. كتاب فصل‌بندي ندارد و عناوين مختلف پشت سرهم ذكر شده‌اند. فهرست منابع نيز در پايان كتاب داده نشده است.
معمولا تصور عموم مردم بر اين است كه فيلمي كه با اقتباس از يك اثر بزرگ ادبي ساخته مي‌شود، بايد همچون خود آن اثر بسيار جذاب و لذت بخش باشد، اما نتيجه معمولا اين گونه نمي‌شود و در پايان علت اين ناكامي به دوش ناتواني كارگردان يا بازيگران انداخته مي‌شود. اين در حالي است كه اغلب اقتباس‌هاي سينمايي از آثار درجه دو و سه بسيار زيباتر و بر پرده سينما درخشان‌تر ظهور يافته‌اند. اين سوء تفاهم ناشي از آن است كه بخواهيم ساده‌دلانه زبان بيان هنر ادبيات و سينما را از يك جنس تلقي كنيم. اگر چه نمي‌توان منكر تاثير و تاثر سينما از ادبيات شد و مطمئنا از آنجا كه سينما هنر جوان‌تري نسبت به رمان‌نويسي است، همه چيز از تاثير ادبيات بر سينما آغاز شده است. اما وفاداري كامل كارگردان به متن ادبي هنگام ساختن فيلم، مشكلاتي را ايجاد خواهد كرد. گاه مي‌بينيم كه يك اثر سينمايي باعث پديد آمدن اثري ادبي مي‌شود؛ نوول‌هاي هانسون و انجمن شاعران مرده، كه از روي فيلم‌هايي با همين عنوان نوشته ‌شده‌اند، از نمونه‌هاي اقتباس ادبي از سينما هستند و جالب توجه است كه ارزش ادبي نازل اين اقتباس‌ها فغان كسي را بلند نكرد كه آثار اصلي را بي‌آبرو يا بي‌اعتبار كرده‌اند. درست اين است كه در هر نوعي از اقتباس محصول آن را با ملاك هنري خودش بسنجيم. ارزش سينمايي فيلم‌هاي هانسون (ايشتوان زابو، 1998) و انجمن شاعران مرده (پيتروير، 1989) بر جاي خود باقي است و اقتباس‌هاي ادبي به انجام رسيده از آنها نه به دليل غير سينمايي بودن بلكه با ملاك خود ادبيات آثار چندان ارزشمندي نيستند.


ـ کیا، خجسته، (1369)، شاهنامه و تراژدی آتنی، چاپ اول، تهران: علمي و فرهنگي.

این کتاب 111 صفحه و دارای سه بخش است. در بخش اول با عنوان ساختمان تقدیرگونه داستان های پهلوانی، به مباحثی از قبیل طرح سرنوشت و نگاه به آن در روایت‌های پهلوانی، کارنامه اردشیر بابکان، یادگار زریران و شاهنامه می پردازد. در بخش دوم با عنوان چند تفاوت اساسی میان داستان های پهلوانی شاهنامه و تراژدی اتنی، طرح کلی سرنوشت را در شاهنامه و تراژدی آتنی بررسی کرده، آنگاه به ویژگی‌های خاص این دو منظومه حماسی می پردازد. در بخش سوم با عنوان خواب های شاهنامه، مسأله خواب های شاهنامه و نقش زن در این خواب‌ها را بررسی می کند.
داستان رستم و سهراب تراژدی نیست و نه داستان سیاوش یا داستان رستم و اسفندیار. اصولا هیچ گونه شباهت بنیادی میان تراژدی آتنی و شاهنامه فردوسی حتی نمایش های آیینی ایرانی وجود ندارد. سخن بر سر برتری یکی بر دیگری نیست، بلکه هدف نشان دادن شماری از تفاوت ها است. آدمی در داستان‌های شاهنامه چنان در گردونه تقدیر می افتد که نه آرام می گیرد و نه توان سرکشی دارد. پرهیز از تقدیر نیز سودی ندارد ـ به یک سخن انسان در شاهنامه فردوسی خودمختار نیست. در تراژدی آتنی نیز انسان یکسره رها و خودسر نیست. بسیاری از قهرمانان تراژدی گرفتار عشق و حسادت و کینه توزی خدایان اند. اما در تراژدی احکام خدایان یا سرنوشت به هیچ روی انسان را از عمل به اراده خود باز نمی دارد. در تراژدی رویدادهای داستان به دو علیلت متفاوت و در دو سطح متمایز نموده می شود. این دگانگی علیت ـ یعنی اراده انسان در برابر اراده خدایان ـ که در حماسه های همر نیز به چشم می خورد، یکی از برجسته ترین خطوط اندیشه یونانی است.


ـ ملاح، حسينعلي، (1367)، پيوند موسيقي و شعر، تهران: نشر فضا


اين كتاب 258 صفحه و در سهبخش تنظيم شده است: موسيقي، شعر، پيوند موسيقي و شعر. بعد از اين سه بخش، در بخش‌هاي جداگانه نكته‌هايي درباره پيوند شعر و موسيقي و روش‌هاي سه‌گانه در پيوند شعر و موسيقي بيان كرده است. در پايان فهرست مآخذ فارسي و لاتين داده شده است.
پيوند شعر و موسيقي در ادبيات ايران به ويژه واضح و آشكار است. منتقدان ادب ايران در عصر اسلامي عموما خسروانيات را نخستين نمونه‌هاي پيوند موسيقي با كلام دانسته‌اند. در روزگار گذشته براي موسيقي آوازي ايراني قالب‌هايي در نظر گرفته بودند از جمله: پيشرو، زخمه، نواخت، قول. به هر حال براي تشخيص اين نوع قالب‌ها جز ترانه‌هاي روستايي سند معتبري وجود ندارد. بنابراين براي تشخيص همگامي شعر و موسيقي بايستي به نوع تقسيم‌بندي اشعار ـ كه معمولا بر اساس محتوا صورت مي گرفته ـ توجه كرد چرا كه در گذشته اين محتواي شعر بوده كه نوع موسيقي آوازي را مشخص مي‌كرده است. برخي مضامين شعري عبارتند از: توحيد، مدح (پيشوايان ديني يا اميران و پادشاهان)، حماسه، مرثيه، عاشقانه، عارفانه، هجو و هزل. پاره‌اي از اين مضامين در عرصه موسيقي در تقسيمات سه گانه زير تجلي داشته‌اند: موسيقي مدهبي، موسيقي رزمي، موسيقي بزمي. اين تقسيم بندب متكي بر محتواي شعر است بدين معنا كه اگر آهنگي در نيايش پروردگار يا نعت و تعزيت پيشوايان ديني و يا مدح و ثناي رسولان و امامان  بوده است آن را موسيقي مذهبي گفته‌اند. يگانه مشخصه اين نوع آثار وزن فراخ و سنگين و سادگي و سهولت اجراي آهنگ بوده است.
از جمله سرودهاي مذهبي مي‌توان به سرودهاي زردست در گات‌ها اشاره كرد. نكته قابل توجه، كلمه«گاتار» است كه هنوز هم نام لحن يا نوايي است محلي كه در كردستان ايران خوانده مي‌شود و جنبه نيايش دارد. بعد از اسلام برخي از انواع موسيقي در ايران تا حدي ممنوع شد ولي گفتن اذان به صوتي خوش و خواندن قرآن به تجويد و در اوار بعد روضه‌خواني و تعزيه‌گرداني معمول گرديد بنابراين بايست قاري قرآن نسبت به الحان موسيقي آگاهي كامل مي‌ داشت. سرودهاي رزمي به آن سرودهايي گفته مي‌شد كه به نحوي برانگيزاننده حس تحرك و نيروي جنبش و شورش انسان است، و از آنجا مه نه سنگيني و وقار موسيقي مذهبي را دارند و نه نه سبكي و لطافت موسيقي بزمي، به آنها موسيقي رزمي گفته مي‌شود. خواندن اشعار رزمي در جنگ‌ها در متون قديمي آمده است و سابقه‌اي ديرينه دارد.ترانه‌هاي بزمي نيز شامل دو نوع ترانه‌هاي عاميانه و رانه‌هاي شهري مي شود.


ـ ناظرزاده کرمانی، فرهاد، (1368)، گزاره گرایی درادبیات نمایشی (همراه با ترجه نمایش نامه «میمون پشمالو» نوشته یوجین اونیل.)، چاپ اول، تهران: صدا و سیمای جمهوری اسلامی ایران.

اين کتاب 264 صفحه و داراری دو بخش اصلی است؛ بخش اول با عنوان «اصول و مبانی گزاره گرایی در هنر نمایش» به تعریف و توضیح اصطلاح گزاره گرایی و زمینه های پیدایش نمایشنامه گزاره گراو نقد طرح داستانی، شخصیت پردازی، حالت، فشا، صحنه آرایی و کارگردانی این نمایش نامه می پردازد. در بخش دوم با عنوان «مروری بر چند نمایش نامه گزاره گرا» به بررسی سه نمونه از نمایش نامه های گزاره گرایانه می پردازد: 1ـ نمایش یک رویا اثر استرینبرگ 2ـ از بامداد تا نیمروز اثر جرج کایزر 3ـ میمون پشمالو اثر یوجین اونیل.
اکسپرسیونیسم در تئاتر نوگرا یا مدرن به دبستانی گفته می شود که از واقعگرایی (رئالیسم) ناشی شده اما در برابر آن واکنش نشان می دهد که بزرگترین این واکنش در تعریف و توجه به گونه واقعیت است. واقع گرایان (رئالیستها) بیشتر دقت و مسیاعی خود را متمرکز و مصروف به تبیین واقعیات ملموس و عینی و خارجی می کنند در حالی که گزاره گرایان به ارائه تصویر از واقعیت های ذهنی پرداخته و رویدادها و کارپرداخت های نمایش را از دید و ذهن و وجدان یک ذهن و اندیشه خاص: معمولا نمایش نامه نویس یا شخصیت اصلی بررسی و ترسیم کرده، آن را تعبیر و تفسیر کرده، و چون خوابگزار آنر ا تعبیر و تفسیر می کنند. طرح اجزایی نمایش نامه گزاره گرای، شگفت آور، تلخ، و ترسناک، رمزآمیز، بزرگ قیاس، و مشحون از نورپردازی با تمهیدات خاص و از جمله استفاده فراوان از تاریکی است. از نظر بازیگری و کارگردانی گزاره گرایی از عامل ضرباهنگ، استفاده فراوان می کند و معمولا این ضرباهنگ را از تکرار حروف، کلمات، اصوات، حرکات و سکون و... حاصل می نماید.


ـ نجوميان، امير علي،(1386)،  مقالات هم‌انديشي‌هاي  بارت و درايدا، تهران: فرهنگستان هنر

اين كتاب كه محصول مجموعه مقالات هم‌انديشي با عنوان «هم‌انديشي بارت و درايدا» است، در دو بخش تنظيم شده، بخش اول: مقالات هم‌انديشي رولان بارت: ادبيات و هنر، كه با يادداشتي از دبير همايش درباره درباره زندگي، آثار و تاثير رولان بارت بر جامعه نقد امروزي آغاز مي‌شود، سپس ده مقاله در اين موضوع ارائه مي‌گردد. بخش دوم با عنوان: مقالات هم‌انديشي دريدا: از فلسفه تا هنر، و يادداشت دبير همايش درباره زندگي و آثار درايدا آغاز مي‌شود و بعد از ارائه پنج مقاله در اين باب به اتمام مي‌رسد.
فهرست مقالاتي كه در كتاب ذكر شده است:
ـ شعر و نثر از ديدگاه رولان بارت / الله‌شكر اسداللهي
ـ منطق استدلال در مقالة «از علم به ادبيات» رولان بارت / اسفنديار اسفندي
ـ خاستگاه‌هاي انديشة بارت در نشانه‌شناسي / احمد پاكتچي
ـ رولان بارت و سير تحول نقد نو در فرانسه / طهمورث ساجدي
ـ بارت: از ساختگرايي تا آستانة واسازي / حميدرضا شعيري
ـ رولان بارت و يادداشت‌هاي شخصي روزمره / فريده علوي
ـ نگاهي ساختاري به امپراتوري نشانه‌هاي رولان بارت / ناصر فكوهي
ـ رولان بارت: تقليد به‌عنوان گريز از اصل / بهزاد قادري
ـ رولان بارت و نشانه‌هاي تصويري / ژاله كهنمويي‌پور
ـ بارت و بينامتنيت / بهمن نامور مطلق
مقالات هم‌انديشي دريدا: از فلسفه تا هنر
يادداشت دبير هم‌انديشي
ـ تأثير انديشه‌هاي ژاك دريدا در هنر پست‌مدرن / مهرداد احمديان
ـ واسازي دريدا در برداشت آشنايان با سنت‌هاي عرفاني شرق / احمد پاكتچي
ـ دلالت: از سوسور تا دريدا / فرزان سجودي
ـ معماري‌هاي در تقابل با دريدا / محمدمنصور فلامكي
ـ دريدا و پارادوكس‌هاي زباني در ادبيات / اميرعلي نجوميان